السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

76

تفسير الميزان ( فارسي )

از آن ديده نمىشود . و اگر غير از سمع و بصر را ذكر نكرد - به طورى كه بعضى « 1 » گفته‌اند - براى اين بوده كه استدلال متوقف بر آن بوده و با آنها تمام مىشده و احتياجى به ذكر غير آن دو نبوده . آن گاه « فؤاد » را ذكر كرد كه مراد از آن ، آن مبدئى است كه آدمى به وسيله آن تعقل مىكند . و به عبارت ديگر آن مبدئى است از انسان كه تعقل مىكند و اين نعمت در ميان همه حيوانات تنها مخصوص انسان است و مرحله به دست آمدن فؤاد يك مرحله وجودى جديدى است كه باز از مرحله حيوانيت كه همان عالم حس است وسيعتر و مقامى شامختر است ، چون به خاطر داشتن همين قوه عاقله است كه همان حواس كه در ساير حيوانات هست در انسان آن قدر وسيعتر مىشود كه به هيچ مقياس و تقديرى ممكن نيست اندازه گيرى شود ، زيرا به وسيله آن آدمى چيزهايى را درك مىكند كه در محضرش و در برابرش نيست و يا الآن نيست . ولى در گذشته بوده يا بعدها خواهد آمد و نيز آثار و اوصاف آن را - با واسطه و يا بى واسطه - درك مىكند . انسان كه داراى اين قوه عاقله است با اين قوه پا به فراز ما وراى محسوسات و جزئيات نهاده ، كليات را درك مىكند ، و به قوانين كلى پى مىبرد و در نتيجه در علوم نظرى و معارف حقيقى غور مىكند و با قدرت تدبرش در اقطار آسمانها و زمين نفوذ مىكند و در تمام اينها از عجايب تدبير الهى ، با ايجاد سمع و بصر و افئده ، نعمتهايى است كه به هيچ وجه آدمى نمىتواند شكر آن را به جاى آورد . و جمله * ( « قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ » ) * در عين اينكه حقيقتى را مىرساند ، بويى هم از عتاب و مذمت دارد ، زيرا كلمه « قليلا » وصف است براى مفعول مطلق كه حذف شده و معنايش اين است كه : « تشكرون شكرا قليلا - شما در مقابل اين نعمتهاى بزرگ شكر اندكى به جاى مىآوريد » . * ( « وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الأَرْضِ وَإِلَيْه تُحْشَرُونَ » ) * راغب مىگويد : كلمه « ذرء » به معناى ايجاد خدا است موجوداتى را كه هستى بخشيده . وقتى مىگويند : « ذرء اللَّه الخلق » معنايش اين است كه خدا اشخاص و افراد موجودات را ايجاد فرمود « 2 » و در باره كلمه « حشر » گفته : حشر به معناى بيرون كردن ، و از جاى

--> ( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 23 ، ص 114 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « ذرء » .